پرواز
محبت کردن ...
(زندگي بايد كرد) توي اين دنياي ما آدمهايي هستند ولي نه هم باهم فرق مي كنند توي اين زمونه يكي شون بالايي يكي شون پايينه اون كه برج مي سازه اون يكي ديواراش گليه اون يكي نمي دونه سوار كدوم ماشيش شه اون يكي توپول تاكسيش مي مونه يكشون منقل وبافورش خاموش نمي مونه اون يكشون توي يك مثقالش مي مونه يكسون دخترش لنز مي زنه به چشاش اون يكي كورشد چون پول عينك نداره يكشون تولدشان كادوهاي ميليوني مي گيره اون يكي تاريخ تولد نداره اينه فرق آدمها توشهر ما يكشون داره اون يكي نمي دونه داره ونداره يكشون لوازم تحريربچه اش فابر كاستل مي گيرد اون يكي مونده پاكن از كجابياره يكشون شبها 60نوه غدامي گير مي آره خونه اون يكي توپول نونش مي مونه يكشون عروسيش فلان هتل اون يكي پول محضر نداره يكشون ماتم مي گره مانيكورناخونش بد شده اون يكي نمي دونه ناخونش رو با چي بگيره دنياي ما آدمها هزار ويك قصه يك روز غم يك روشادي يك در گيره يك روز عروسي اينكه بابقيه فرصتي نداره زندگي داره مي ره ولي نه آدمها توفكر امروز وفردا شونن اون يكي نمي دونه وضوچيه اون يكي نماز شبم مي خوانه فرق ما آدمها مي مونه واسه بعد ولي نه اختلاف طبقاتي رو نمي شه ناديده گرفت شاعر خوب گفته كه بني آدم اعظاي يكديگرند اره ولي كي حاشا رو داره زندگي زمون گذر لحظه هاست مرگ يكي وشيون يكي كه خاشانداره قدر زندگي دونتسن سخته ولي زندگي بايد كرد زندگي بايد كرد (ياد) يادت آمد روزي كه مرا گذاشتي تنهــــا يادت آمد لحظه اي كه چشم هايم با تمـنـــ تورا مــي خواستنــــــد زخداونــــــــد ولــــي خبــــــر نداشـــــــــــت از تــــــو كــه كجايي وباكــــي مـــي گذارنـــــي يادت آمــد روزي كــــــه كنارم بـــــــودي مي نشيستم در بــاران همان رحمت خدا چترآورده بوديم ولي هردوخيس خيس بوديم روزي كه منم رفتـم تــــادم مـــــــرگ ولي تو با باران دركوه مي گذراندي عيــــد را ولي من اكنون نفس آخر را كشيــــــدم بي تــــو ولــــــــــي با يــــــــاد تــــــــو تا شايد درديارديگر عشقي جاودان ببينم كه ببينم تو را كـــــه مـــــــر غمگين كنــــي ( شب) يادم مي آمد شبي ، گفتي: هيچ گاه نمي روي از پيش من رفتن از پيش من ولي خواهي ،آمد مي دانم دير يا زود شب يا روز امسال يا سال دگر يادم مي آيد وقتي رفتي شب بود تاروساكت با هاله اي سفيد رفتي و مي دانم مي ماند خاطراتت با من وقتي تو را به خاك سپردم افق سرخ وسپيد بود نمي دانم شفق بود يا كه فلق سوز بودولي گرمم بود نمي دانم تابستان بود يا زمستان چشمانم خيس بود ولي نمي دانم اشك بود يا شبنم هم بودند كساني كه وقتي بودي ، نبودند كساني كه وقتي رفتي ، آمدند همه را مي شناختم كوهي ديدم ولي كوه نبود غصه بو، غمي ديرينه اما ديروز كه رفتي پديدار شد شفقي سرخ بودم زرد شدم شبنمي تازه بود چرك شدم تنها شدم وبي كس اوشوق خبري نبود من وخاطرتت تنها بوديم هنوزهم تنهاييم مگر نگفتي بعد از من تنهايي نيستي اما تنهام بدون هيچ كس هيچ كس ..... همان هايي كه تودرغم وغصه همراهشان بودي امروز نيستند درغم وغصة من همراهم نيستند مي شنوي؟ نمي دانم مرا مي بيني ؟ يانه ؟ فردا مي آيد وفرداها ديروي مي شوند شب وروزي مي گذرند سال تمام شد تدولي انگار سال هاي سال از من دوري 4 سالي است ولي 40سال شد بازشايد فردا مي آيد مي فهمم آري درست مي فهمم باز صدايي بي صدايي مثل يك كوه بلند مثل يك خواب كوتاه توبودي ومن رفتي مي دانم درك كردم ولي نمي توانم تحمل سخت است شايد جمعه اي كه مي آيد همان جمعه باشد محبت ره به دل دادن صفاي سينه مي خواهد دلي بي كينه مي خواهد . *اگر دورم زديدارت دليل بي وفايي نيست *وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم چرا از یادبردنت محاله چرا بودنت بهاره چرا نبودنت خزانه چرا دیدن چشمانت بهاره چرا یاد کردنت جشن است چرا دیدنت عیدو طرب است هرشب برای دیدنت باخدای خود در راز ونیازم بي خبر از همديگر آسوده خوابيدن چه سود بر مزار مردگان خويش ناليدن چه سود زنده را بايد به فريادش رسيد و رنه برسنگ مزارش آب پاشيدن چه سود. به یاد دیگری بودن دلی بی کینه میخواهد اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه برزبان دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا بیشتر زا خودم کمتر از خدا بیشتر از خورشید عمیق تر از دریا دوست دارم بسم الله الرحمن الرحیم یاشدیدالقوی،و یا شدیدالمحـال، یاعزیـــــــــز یا عزیز یا عزیز، ذلت بعظمتک جمیع خلقــــــــــک، فاکفنی شر خلقک، یا محسن یا مجمـــــــــــل، یا منعم یا مفضل، یا لا اله الا انت سبحانـــــک انی کنت منالظالمین فاستبحناله و نجینــــــاه من الغ، وکذلک ننجی المومنین و صـلــی الله علـی محمد واله الطبین الطاهریــــــــــــــــن. خدایا همه محبانت را به راه راست هدایت کن.
![]()
![]()
![]()
![]()
مادر ![]()
![]()
ماندگارترین وپایدارترین برای تو و ای رود مهر ومحبت و ای ستاره وفاداری از کجای محبت تو شروع کنم از شب بیداری ویا از پرستاری تو ویا از سکوت وتحمل تو مکمل همه خوبیها دیشب در آغوش تو خوابیدم ولی سردی تن تو احساس خواب را از جشمم ربوده .
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |

درباره سايت
منوی سايت
آرشيو سايت
پيوندهای سايت
طراح قالب
امكانات سايت